محمد قنبرى

611

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

( و نه شرف الدين عاملى كه اشتباه لفظى كرده‌ام ) چنين آمده است : « أما المحتجّ بكتاب اللَّه على الناصب فرجل من قرقر ، يلهمه اللَّه معرفة القرآن » . بيش از اين علاقه ندارم كه دربارهء آن بحث كنم . هر كس مىخواهد صدق و كذب آن را به دست آورد بايد سبك استدلال مرا در كتاب معجزهء قرآن و مبارزه با فلسفهء شرك ، كتاب ارث ، كتاب هفت آسمان ، كتاب جبر و اختيار به ضميمهء بحث و رجعت ، بحث بدا ، تعليقات بحار الأنوار ، خصوصاً ج 83 تا 91 و نيز در ساير تعليقات من در كتاب‌هاى فقهى و كلامى كه تصحيح كرده‌ام ، با دقت مطالعه كند و با سبك ديگران مقايسه نمايد . راجع به اعتراض دوازدهم خوانندگان عزيز را به تفسير مجمع البيان ، ج 10 ، ص 377 ، حوالت مىدهم كه مىنويسد : « اكثر مفسرين گفته‌اند كه « فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ » دربارهء ترتيل نماز شب نازل شده است و مفسرين اجماع دارند كه دستور « قُمِ اللَّيْلَ » قيام براى شب زنده‌دارى با نماز شب مىباشد ، مگر ابو مسلم بلخى كه راه خلاف پيموده است » . در اين زمينه به كتاب بحار الأنوار ، ج 85 ، ص 1 - 5 چاپ اسلاميه و نيز تعليقات آن مراجعه شود تا مصداق المحتجّ بكتاب اللَّه على الناصب روشن شود . راجع به اعتراض سيزدهم بايد تذكر بدهم كه در باب ثواب قرائت قرآن يك رشته حديث از طريق سنيان داريم و يك رشته حديث ديگر از طريق شيعيان . در صورتى كه حديث سنيان را خود دانشمندان اهل سنت جعلى بدانند شايسته نخواهد بود كه شيعيان در تفاسير كتاب‌هاى خود روايت نمايند . احاديث شيعيان هم اغلب و اكثر از كتاب تفسير ابن البطائنى - كذاب معروف - استخراج شده است كه مجموع آنها را در كتاب ثواب الاعمال شيخ صدوق ملاحظه مىنماييد . علامه مجلسى در ج 85 ص 36 تا 41 قسمتى از همين احاديث را نقل مىكند و به ضعف آن اعتراض مىنمايد ، راجع به اعتراض چهاردهم ، و احاديث طب ، خوانندگان عزيز بايد به كتاب اعتقادات صدوق و نقد علمى آن به وسيلهء شيخ مفيد مراجعه نمايند . قسمتى از اين مناقضات در كتاب بحار الأنوار مجلسى ، ج 62 ، ص 74 - 76 درج شده است . من در اين زمينه يك مقاله